نقد و بررسی فیلم The Mummy

[ad_1]

کمپانی یونیورسال طی سالهای اخیر از سیاستی رونمایی کرده که خود نام « جهان تاریک » را بر روی آن نهاده و به این موضوع اشاره دارد که قرار است در این استودیو فیلمسازی، عناوین ” هیولا محور ” تاریخ سینما بازسازی شوند و رفته رفته در سالن های سینما حضور یابند. بازسازی عنوان « مومیایی » یکی از این عناوین است که حالا به اکران عمومی درآمده و پس از این نیز می بایست منتظر آثاری نظیر « عروس فرانکشتاین » به سینما نیز باشیم تا سهم آثار ” هیولایی ” از استودیو یونیورسال بیش از گذشته باشد.

« مومیایی » عنوانی است که در تاریخ سینما بارها و بارها ساخته شده اما شاید برای مخاطبین عصر حاضر، بیشتر نسخه سال ۱۹۹۹ با بازی برندن فریزر و ریچل وایز مشهور باشد که بعدها تبدیل به یک سه گانه شد. حال پس از سالها قصه جدیدی از « مومیایی » اکران شده که از بابت پرداخت سوژه شباهت هایی به نسخه سال ۱۹۹۹ دارد با این تفاوت که عناصر مطرح شده در فیلم با مباحث روز همخوانی یافته اند.

.

.

امانت ( صوفیا بوتلا ) شاهزاده ای است که در دوران باستان مومیایی شده است تا سرنوشت شومی را تجربه نماید. سالها بعد در عصر حاضر، زمانی که محل دفن مقبره وی بمباران می شود ، نیک ( تام کروز ) متوجه قبر مومیایی می شود سپس جنی ( آنابل ولیس ) که باستانش شناس است و معشوق سابقِ نیک، وارد میدان می شود تا مورد را بررسی نمایند. اما بزودی این بانوی مومیایی از خواب بر می خیزد و هرچه عقده و خشونت در طی سالهای اخیر در خواب اندوخته را به نسل بشریت روا می دارد و….

« مومیایی » در بخش های فنی اثری قابل ستایش می باشد که به لطف بودجه هنگفت و تکنولوژی های جدید کامپیوتری، صحنه های هیجان انگیزی را در با حضور خانم مومیایی رقم می زند. اما مشکل اینجاست که بهانه فیلمساز برای روایت این شلوغی بزرگ، گنگ تر از آن است که مخاطب لذت کاملی از تماشای آن بر پرده نقره ای ببرد. « مومیایی » نویسندگان فراوانی داشته و از این حیث شاید بتوان مشکلات فیلم را ناشی از ازدیاد نویسندگانش عنوان کرد زیرا علائم چند دستگی در قصه موج می زند و ضعف در روایت چنان مشهود است که به سختی می توان نمره قبولی به آن داد.

.

.

فیلمنامه درهم و شلوغ « مومیایی » آبستن اتفاقات هیجان انگیز گوناگونی است که یکی پس از دیگری از راه می رسند و اتفاقاً از کیفیت قابل قبولی هم برخوردار می باشند، اما مشکل اینجاست که هیچ یکپارچگی در میان آنها دیده نمی شود و می توانند به راحتی بصورت پس یا پیش به مخاطب عرضه شوند. آلکس کورتزمن، کارگردان این فیلم که قرار است در مقام تهیه کننده دنیای تاریک کمپانی یونیورسال را بسط دهد، برای حل مشکل گسستی فیلمنامه، اثر را به دو قسمت تبدیل کرده، قسمت نخست غافلگیری نیک و دوستانش از حمله بانوی مومیایی و سپس شنیدن توضیح درباره بروز این اتفاقات و دوباره تکرار این روند! در واقع فیلم خود را از هرگونه توضیح در قالب تصویر مبرا نموده و بصورت مستقیم آنچه که مخاطب می بایست درباره دلایل رفتار خشونت آمیز مومیایی بداند را به او توضیح می دهد.

شخصیت هایی که برای « مومیایی » در نظر گرفته شده اند، شامل شخصیت اصلی داستان به نام نیک می باشد که با توجه به حضور تام کروز ، وضعیت مشخصی دارد و برگرفته از حال و هوای او در آثاری نظیر « لبه فردا » و « جک ریچر » می باشد. اما فیلم شخصیت های مکملی هم دارد که فاقد کارایی مثبتی در فیلم می باشند از جمله شخصیت جِنی که تنها بهانه ای است برای نقل مکان نیک از یک سو به سوی دیگر! در واقع سازندگان ترجیح داده اند تا پرداخت کلاسیکی را متوجه شخصیت اصلی زن نمایند و جمله تاریخی آرنولد شوارتزنگر را یادآوری نمایند که معتقد بود : « زنان در فیلمهای اکشن دست و پاگیر هستند! » دیگر شخصیت فیلم که فردِ همراه نیک می باشد، وظیفه بامزه بودن در هر شرایطی را دارد با این توضیح که شوخی های او به ندرت می گیرد و همین مسئله باعث شده تا حضور او بی ارزش باشد و البته یادآور حضور جان هانا در نسخه سال ۱۹۹۹ نیز باشد که البته نسبت به جانسون، به مراتب توانایی بیشتری به جهت اضافه نمودن بارِ کمیک فیلم داشت. در فیلم یک راسل کرو هم وجود دارد که مشخص نیست در این فیلم چه می کند!

.

.

تنها برگ برنده فیلم را می توان حضور تام کروز در نقش اصلی فیلم عنوان کرد که بهرحال حتی اگر فیلمنامه اثر هم ضعیف باشد، بهترین انتخاب برای هدایت صحنه های اکشن می باشد. کروز مطابق معمول در تمام دقایق فیلم در حال فرار است و خانم مومیایی هم به زمین و زمان متوسل می شود تا بتواند بلایی بر سر او و مردم نازل نماید اما راه به جایی نمی برد. کروز که در سالهای اخیر به واقع به بازیگر نقش های اکشن مبدل گردیده و کمتر می توان او را در حالت سکون در سینما یافت، در « مومیایی » نیز بازی خوبی از خود به نمایش گذاشته است و به عنوان قهرمان داستان پذیرفتنی است؛ هرچند که شاید شوخی هایش خیلی هم در اینجا بامزه به نظر نرسند.

« مومیایی » در مجموع از آن دسته آثاری است که با بودجه عظیم اما فکر اندک، به سینما آمده تا با سرهم کردن سکانس هایی که نیاز به جلوه های ویژه کامپیوتری دارند، جیب مخاطب را هدف قرار دهد و او را به بهانه این حجم از تکرار ، به تماشای فیلم بنشاند. نسخه جدید « مومیایی » حرف جدیدی برای گفتن ندارد و اتفاقاً در موقعیت سازی هم خلاق نیست و از کلیشه های رایج ژانر استفاده نموده. « مومیایی » توانایی سرگرم کردن مخاطبش را دارد اما ابداً توانایی ماندگار شدن در ذهن او را ندارد و تنها با یکبار دیدن می توان عطای آن را برای همیشه به لقایش بخشید!

تصاویری از فیلم The Mummy : 

[ad_2]

لینک منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *